*پاسخ سامی یوسف به نامه یون رادلی

ویون رایدلی

روزنامه نگار و سیاستمدار انگلیسی حزب احترام و همسر سابق فرمانده قبلی گروه لبنانی فتح که در سال ۲۰۰۱ توسط گروه طالبان زندانی شد..در طی اسارت روحانی طالبان ابو حمزه مصری از او خواست که مسلمان شود ..ویون در جوابش گفت اگر ازاد شوم قول میدهم قران را مطالعه کنم...پس از ۱۱ روز آزاد شد و با مطالعه قران در تابستان ۲۰۰۳ به دین اسلام مشرف شد. گرچه رسانه هاي غربي او را قرباني سندرم استكهلم(گروگان  رفتار گروگانگير را تاييد مي كند) دانستند ...ويون تاكيد كرده است تا وقتي كه آزاد نشده بودم به اسلام علاقه اي  نداشتم.رايدلي دو كتاب "بليطي به بهشت" بر اساس داستني تخيلي  در رابطه با ۱۱ سبتامبر  و "در اسارت طالبان" داستاني متفاوت درباره طالبان را نگارش كرده است .او خبرنگار روزنامه ساندي اكسپرس و مدير خبر شبكه الجزيره و نويسنده  هفته نامه مسلمانان و مجری برنامه سیاسی "دستور جلسه" کانال اسلام می باشد.همچنین نامزد حزب احترام در انتخابات محلی و شهرداری بریتانیا در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ بوده است. رایدلی از عملیات شهادت طلبانه حمایت کرده و در راهپیماییهای ضد جنگ سخنرانی کرده...او در کنفرانس "اسلام فوبیا" در مقابل چشمان نخست وزیر قبلی استرالیا فریاد زده مسلمانان نباید در مقابل دشمنانشان زانو بزنند و دستان کسانمی که به آنها ظلم کرده اند را ببوسند............ او بلر را با رهبر گروه خمر های سرخ مقایسه کرده ..... و  با توجه به رفتارهای نا شایست پلیس لندن و انگلیس با مسلمانان ... از جامعه مسلمانان بریتانیا درخواست کرده با پلیس همکاری نکنند.......همچنین گروگانگیرش (ابو حمزه مصری ) را یک حقیقت شیرین دانسته..و از از ابومصعب الزرقاوی  و بمب گذاری در هتلی در اردن که باعث مرگ ۶۰ نفر و جراحت ۱۱۵ انسان شده حمایت کرده...

                                               

فرهنگ پاپ به نام اسلام

۲۴ اوریل ۲۰۰۶

من در رابطه رشد فرهنگ پاپ در کنسرت های خواننده های نشید (سرود اسلامی) گرچه واژه گروه پسران اسلامی یا ستارگان مسلمان مناسب تر است و حواشی آن احساس بدی دارم.بسیاری از روحانیون برجسته در طول تاریخ اسلام موسیقی را حرام دانسته اند وتا جایی که من بیاد دارم هیچکدام از صحابه ان را جایز نمی دانستند  یا مشغول به ان نبوده اند  .من تلاش میکنم در این مقاله با روشی محترمانه و متناسب با شان فرد این موضوع را روشن کنم.

در چند روز اخیر در محل اجتماعت لندن شاهد هجوم دختران مسلمان به کنسرت پاپ بودیم ..سخن من درباره دختران نابالغ ونا اگاه نیست بلکه درباره خواهران اگاه وبالغ ومسلمان(۲۰ تا ۴۰ ساله) است که در کنسرت رقصیدند.. جیغ وفریاد زدند و پرده دری کردند...طوری که ماموران حفاظت متحیرانه تلاش میکردند خانم های محجبه را بر روی صندلی بنشانند...گرچه این تلاش ها مانع بالا وپایین پریدن وحرکات موزون دستها و موجی  خواهران مسلمان نشد..منشا تمام این رفتارهای هیستریک(هیجان کاذب و اغوا گرایانه)سامی یوسف متولد بریتانیا  که سرافراز است که تبعه انگلیس می باشد و تلاشش این است که ما تابع قوانین بریتانیا باشبم ..و در شگفتم که چرا از هوادارانش تقاضا نکرد که سرود ملی انگلیس(سرزمین ارزو ها) بخوانند..سامی از حاضران خواست اگر به تابعیت انگلیسی خود افتخار می کنند هورا بکشند ...وقتی که همه هورا کشیدندن خطاب به آنها گفت فریاد وهورایشان را نشنیده است.باندتر هورا بکشندچه کسی میتواند به انگلستان افتخار کند؟به سوین کشور منفور دنیا و به کشوری که دستانش به خون برادرانمان در عراق ..فلسطین..افغانستان آلوده است..تاریخ بریتانیا سرشار از خونریزی و بیرحمی و ریشه در برده داری و ظلم وجنایت دارد.....سامی یوسف می خواهد جزیی از جامعه بریتانیا و تابع نیروی پلیس باشیم که از ۱۱ سبتامبر ۲۰۰۱ به بیش از ۳۰۰۰خانه مسلمان یورش برده  و در لندن بیگناهی مورد هدف گلوله قرار داده و در توجیه جنایتش گفته نتوانستم بین بنگلادشی یا برزیلی بودن او تفاوت بگذاریم...زندگی در سیاره و در دنیای سامی چیست ..تعجب میکنم به تابعیت بریتانیایی خو افتخار میکند ولی در خاورمیانه ودر مصر زندگی میکند

واضح است ..سامی یوسف در امریکا رفتارهای هیستریک را تقویت خواهد کرد و اگر این اتفاق در   انسوی اتلانتیک رخ دهد در تمام دنیا تسری خواهد یافتبه طوری باید شاهد باشیم دیگر گروههای پسران اسلامی(مثلا: ۷۸۶... پسران مکه و مدینه)مانند بت های موسیقی پاپ مورد ستایش های کاذب و هیجانی زنانه قرار گیرند..آیا ماباید دختران مسلمان را سرزنش کنیم یا برنامه ریزانی که اجازه ابراز چنین رفتارهایی را میدهندو شاید باید خواننده را باید سرزنش کنیم....به ادریب نگاه کنید کسی که با شعرهایش مقاومت قهرمانه فلسطینی های جنین را تقویت میکند و به خاطر اشعار حماسی و تاثیر گذارش درباره فلوجه توسط نظامیان امریکایی دستگیر می شود......ابوعلی و ابو عبدو مالک دبرای دینشان مبارزه کردند و اینها همه قهرمانان و هنرمندان هستند که برای آزادی می خوانند.......


اگر چه خواهرانم برای اهنگ های سامی رقصیدند ورفتارهای کاذب وحرام را ابراز کردند...من  واقعا کسی از امت اسلام را نمی شناسم در زمانی که اینهمه رنج و درد و بیرحمی وجود دارد...به این محافل برونند تا برقصند وهلهله کنند....در سرتاسر دنیای اسلام رودخون  و از چشمها اشک  جاریست...فریادها وجیغها هوادران  در کنسرتها در برابر ناله وفریاد برادران مسلمانمان در سیاهچاله های ازبکستان هنگامی که زنده زنده در خمره های آب جوش سوزانده میشوند ناچیز و کم صداست.چقدر برای برادران کشمیری  ..عراقی  چچنی و افغانی و فلسطینی خود مضطرب وپریشان شده ایم و با دستانمان در هوا موجهای اعتراض درست کرده ایم ..ایا با ایستادن بر روی صندلی تئاتر و فریاد زدن خشم وعصبانیت خود نسبت به گوانتانامو ودیگر زندانها  که برادران و خواهرانمان تحت شکنجه و هتک حرمت قرار می گیرند نشان داده ایم

آیا می خواهیم چشم برمشکلات و درد های مسلمانان بسته اینم و حواسمان را معطوف به سامی یوسف میکنیم چون یک رویای آهنگین با صدایی آرامبخش و شیرین می فروشد کرده ایم...

آه مسلمانان ...بیدار شوید

امت ما در خون غوطه ور است

به دردهای امت وخانواده خود گوش کنید نه به چیزهای حرام